به گزارش پایگاه خبری حیات؛سعید علامیان، نویسنده، روزنامهنگار و خبرنگار حوزه دفاع مقدس در رابطه با تقریر اثر جدید خود با عنوان «پسر های ننه عبدالله» اظهار داشت: «سالها بود که میخواستم خاطرات و روایات باارزش محمد نورانی را بنویسم، اولاً از این جهت که این خاطرات به عقیده من حاوی بخشهای ناگفته جنگ در جبهه جنوب و خرمشهر است؛ اما هر بار به دلایلی موفق به ثبت و ضبط این خاطرات نمیشدم. این شخصیت در کنار شهید جهانآرا از پیش از انقلاب مبارزه را آغاز کرده بود. آنها با تشکیل کانون فرهنگی و نظامی جوانان مسلمان در خرمشهر نقش کلیدی در بسیج مردی علیه صدام داشتند.
![]()
وی با اشاره به مبارزات محمد نورانی در ابتدای جنگ تحملی اظهار داشت: «از آنجا که رژیم بعث با حمایت قدرتهای خارجی قصد تجاوز به سرزمین ما را داشت گروه شهید جهان آرا در کنار محمد نورانی و براردان وی، سپاه خرمشهر را پایه ریزی کردند. آن زمان صدام با کمک بیگانگان تلاش می کرد که خرمشهر را ناآرام کند، آنها با ایجاد تفرقه های قومیتی و راه انداختن حرکت های مسلحانه جریانی موسوم به «خلق عرب» می خواستند به این مقصود برسند که این بچه ها با هوشیاری توانستند جلوی آن را بگیرند، به همین خاطر میبینیم که چند مدت بعد صدام که از ایجاد تفرقه در کشور ما ناکام مانده بود، جنگ را علیه ما آغاز کرد. من در این کتاب سعی کردهام که با وفاداری کامل به روایتهای محمد نورانی مسیر این مقاومت مردمی علیه متجاوز بعثی را نشان بدهم.
علامیان خاطر نشان کرد: «ننه عبدالله» نام مادر خانواده محمد نورانی است. در جنوب رسمی داریم که مادر را به نام فرزند بزرگتر خانواده صدا میزنند. عبدالله بزرگترین فرزند خانواده نورانی است که در جنگ خرمشهر فرمانده تیپ بیتالمقدس بود و همراه برادرانش جنگید، مجروح شد و دو برادر خود را نیز در این نبرد تقدیم کرد.
وی ادامه داد: ننه عبدالله نماد استقامت و پایداری مردم خرمشهر است. در زمان اشغال خرمشهر خانهاش خراب میشود و به اهواز می رود اما دلش طاقت نمیآورد که فرزندانش را وسط کارزار جنگ تنها بگذارد و به همین خاطر به خرمشهر بر میگردد. بچهها هم گهگاه به او سر می زنند و با دیدن مادر روحیه میگیرند. من تلاش کردم در کتاب رگههای خانواده هستهای و اهمیت آن را در غالب خانواده نورانی نشان دهم.
وی در پایان ضمن اشاره به اهمیت این کتاب برای نسلی که جنگ را ندیده گفت: نوشتن این کتاب، همان طور که گفتم از سالها پیش دغدغه من بود و هر بار به دلیلی نمیتوانستم خاطرات محمد نورانی را تکمیل کنم، اما بالأخره با گردآوری و تکمیل تمام روایتهای ایشان، احساس کردم که حالا وقتش است و باید آن را بنویسم، باید نسل جدید را با جنبههای کمتر دیدهشده جنگ آشنا کرد. ما همه جا میشنویم که جنگی در گرفته و یکی از شهرهای ما (خرمشهر) مدتی اشغالشده و بعد از آن هم رزمندگان ما خرمشهر را از چنگ رژیم غاصب بعثی در آوردند، همه میدانند که چه خونهایی بر سر آن دادهایم و چه جوانانی در این مبارزه نفسگیر و طولانی به شهادت رسیدند، اما به عقیده من، باید بیشتر و بیشتر درباره چگونگی این اتفاق حرف زد. محمد نورانی از آن کسانی است که در دل خود تمام این تاریخ را دارد. او میداند که رزمندگان ما، از سپاهی و ارتشی تا نیروهای مردمی و بومی چطور در مقابل دشمن ایستادی کردند. با وجود نیروی اندک، با وجود اینکه جهان پشت صدام بود و تا دندان مسلحش اش کرده بودند اما نتوانست در مقابل مردان شجاع و بیمانندی مثل برادران نورانی و باقی رزمندگان مبارز ما مقاومت کند و عقب کشید و با سر افکندگی رفت. این را باید بدانیم که چه کسانی و با چه تجهیزات و نیرویی توانستند با تکیه بر ایمان و همت بلند خود، این کار بزرگ (آزاد سازی خرمشهر) را انجام دهند. شیر مردانی از جنس «پسر های ننه عبدالله» و صد البته مادرانی مثل مادر آنها.
این اثر در 300 صفحه و با همکاری انتشارات سوره مهر به زودی منتشر و به دست علاقمندان خواهد رسید.